تو از بقیه خوشبخت تری ! باور نداری بخون متوجه میشی




اگر امروز که بیدار شدی بیشتر احساس سلامت کردی تا مریضی ، تو خوشبخت تر از یک میلیون نفری هستی که تا آخر این هفته بیشتر زنده نیستند.




▪ اگر هیچ وقت خطر جنگ را تجرب نکرده ای و تنهایی زندان را حس نکرده ای ، در شمار ۵۰۰ میلیون نفر آدم خوشبخت دنیا هستی .


▪ اگر می توانی در یک جلسه مذهبی شرکت کنی بدون اینکه اذیت و آزار، دستگیری ، شکنجه و وحشت از مرگ داشته باشی خوشبخت تر از سه میلیون نفر در جهان هستی.


▪ اگر در جیب یا کیف خود پول داری و می توانی گاهی کمی پول خرج کنی ، جزو ۸ درصد آدمهای پولدار دنیایی.


▪ اگر پدر و مادرت هنوز زنده اند و هنوز با هم زندگی می کنند . تو واقعا بی نظیری!


▪ اگر سرت را بالا می گیری و لبخند می زنی و احساس خوبی داری ، تو خوشبختی ، چون خیلی ها می توانند این کار را بکنند ، ولی اکثرا نمی کنند.


▪ اگر امروز و دیروز دعا کردی ، واقعا خوشبختی ، چون اعتقاد داری که خدا صدای ما را می شنود و به ما جواب می دهد.


▪اگر می توانی این مطلب را بخوانی خوشبخت تر از کسانی هستی که نمی توانند این مطلب را بخوانند .

ادامه نوشته

تصاویری زیبا از قرآن مجید

http://www.askquran.ir/attachment.php?s=47e045b4bf6d1e89fb1877f57345ba8c&attachmentid=37&d=1166543345

ادامه نوشته

سوء قصد نافرجام خلفا به جان على(ع)

على عليه السلام پس از غصب خلافتش به طور معقول به مبارزه پرداخت، و در بحث ها و محاجه هايش در مجامع عمومى و خصوصى خليفه را محكوم كرد، و عكس العمل آن در ميان مردم مسلمان مشهود بود...  

خليفه با توجه به اين كه ايمان قوى نداشت تا او را از تصميمات خلاف شرع و تضييع حقوق مردم جلوگيرى نمايد، از اين جهت نسبت به اميرالمؤمنين على عليه السلام كه داراى آن همه فضايل بى نظير بود، حساسيت نشان مى داد، و وجود وى را تحمل نمى كرد!!  

وفات فاطمه عليهماالسلام و دفن آن حضرت كه بنا به وصيتش به طور مخفى انجام گرفت، و به خليفه و دار و دسته اش اطلاع داده نشد، و شبانه مراسم دفن انجام گرديد، باعث اندوه فراوان مردم، و اعتراض آنان به دستگاه خلافت گرديد، و گفتند: شما كارى نموديد كه يگانه دختر پيامبر با دل پر و ناراحتى از شما، از دنيا برود. [ والصحيح عندى انها ماتت على ابى بكر و عمر، وانها اوصت الا يصليا عليها نهج البلاغه ابن ابى الحديد ج6 ص50.

 

اين جريان نيز بر شدت عداوت دستگاه خلافت افزود، و خليفه دوم براى

ادامه نوشته

متن خطبه بدون نقطه امیرالمومنین كه از معجزات آن حضرت است

 

متن خطبه بدون نقطه امیرالمومنین كه از معجزات آن حضرت است
در این مطلب علاوه بر متن عربی خطبه ترجمه فارسی و نیز شرح مختصری از این خطبه را برای علاقمندان قرار میدم.


 

یا امیر المومنین

مقدمه:


امیرالمومنین علی (علیه‌السلام) از لحاظ به کار گرفتن این فن و صنعت (از فنون صنایع بدیعیه) در سخنان پیشتاز بوده و خطبه‌ای به نان «خطبه مونقه» ایراد فرمود که حامل تعابیری مهذب و کلماتی مستعذب و مزایائی دلکش و جالب می‌باشد.
در خطبه یاد شده برای ترکیب حروف و کلمات به هیچ وجه از حرف «الف» استفاده نشده است. امیرالمومنین علی (علیه‌السلام) به دنبال این خطبه، خطبه دیگری ایراد فرمود-که در عین برخورداری از جمال و زیبائی و لطافت - حروفی در ساختار کلمات آن به کار برده است که خالی از نقطه می‌باشد.
مرحوم سیدرضی دو خطبه مذکور را در «نهج‌البلاغه» نیاوده است.

 

ادامه نوشته

لا یقاس بآل محمد(صلی الله علیه و آله) من هذه الامه

السلام علیک یا امام المتقین

امیرالمومنین علی بن ابی طالب(ع): لا یقاس بآل محمد(صلی الله علیه و آله) من هذه الامه و عماد الیقین الیهم یفیء الغالی و بهم یلحق التالی و لهم "خصائص" حق الولایه و فیهم الوصیه و الوراثه الآن اذرجع الحق الی اهله و نقل الی منقله.

"احدی از این امت،با آل محمد(صلی الله علیه و آله) طرف مقیاسه نبوده اند و کسانی که همیشه از نعمت و بخشش معارف علوم ایشان بهره مندند با آنان برابر نمی شوند،آنان اساس و پایه دین و ستون و "خصائص" امامت (علوم و معارف حقه و آیات و معجزات باهره) در آنان جمع و حق ایشان است و درباره آنان وصیت رسول اکرم(صلی الله علیه و آله) و ارث بردن (از آن وجود محترم )ثابت است در این هنگام حق به سوی اهلش برگشته و به جائی که از آن خارج شده بود منتقل گردیده."

میر سید علی همدانی در مودت هفتم از "موده  القربی" از ابی وائل از عبدالله بن عمر نقل می کند که گفت:در وقت شماره اصحاب پیغمبر(صلی الله علیه و آله) ما گفتیم ابی بکر و عمر و عثمان مردی گفت پس نام علی(علیه اسلام) چه شد؟گفت: " علی من اهل البیت لا یقاس به احد هو مع رسول الله(صلی الله علیه و آله) فی درجه"

"علی از اهل البیت پیغمبر (صلی الله علیه و آله) که احدی را مقایسه با او نتوان نمود،او با پیغمبر(صلی الله علیه و آله) و در درجه آن حضرت است."


منبع : کتاب شبهای پیشاور

 

بر سر و سینه زدن در دفتر خدا

 

کلامی از آیت الله وحید خراسانی:

این به سر و سینه زدنها یک دفتر ندارد. در دفتر خدا ثبت است، اول در کتاب او، لوح محفوظ او، چون یگانه کنیز او فاطمه زهرا است. دوم در دفتر خاتم ثبت است، برای اینکه این شور و نوای شما مرهمی به جراحت قلب خاتم انبیاء است، "قل لا اسألکم علیه اجراً الا المودة فی القربی". در دفتر امیرالمؤمنین ثبت است، در دفتر حسن بن علی ثبت است، در دفتر سیدالشهداء که آن شب با پای برهنه پای آن جنازه دویده ثبت است. وقتی بروید به مشهد امام هشتم جور دیگر به شما نظر می کند، که این همان است که گوشه آن شهر برای مادر پهلوی شکسته من این قدم را برداشته.

منبع: سایت مرجع معظم له

شفا گرفتن دختر19 ساله در صحن مطهر +عکس

1270390342.jpg


شفا گرفتن دختر19 ساله در صحن مطهر +عکس

شفا گرفتن دختر بیمار در صحن مطهر علوی در نجف اشرف

امام صادق علیه السلام فرمودند : ما می گوییم در ما ورای کوفه قبریست که هر بیماری به آنجا پناه ببردشفامیگیرد.دلهای پریشانی که بر اثر بیماری دختر19 ساله ی خود که فلج است و از ویلچر استفاده می کند به شدت غرق اندوه بود ومراجعه فراوان به پزشکان سودی نداشت که پزشکان نیز حتی ازدرمان وی قطع امید کرده بودند.


ادامه نوشته

دین چگونه بشریت را نجات میدهد؟

دین، یعنی برنامه و روش زندگی و ادیان یا الهی هستند و یا بشری (که به آن مکتب نیز اطلاق می‌شود). لذا هیچ بشری بی‌دین نیست. اگر تابع دین الهی نشد، حتماً تابع دین بشری خواهد بود. پس، ابتدا باید توجه کنیم که آیا ممکن است بشر بدون دین الهی به خوشبختی برسد یا خیر؟ بلکه، ضرورت نیاز او به دین الهی، اجتناب ناپذیر است.

شکی نیست که نجات بشریت مستلزم علم جامع و کامل از سویی و التزام عملی به علم از سوی دیگر می‌باشد.

بشری که نمی‌داند، نمی‌تواند مدعی گام بر داشتن بر صراط مستقیم باشد و امید به نجات و فلاح او نیز توهمی بیش نیست. بشری که علم ندارد، ناچار است بر اساس فرضیات پیش‌ رود و فرضیات نیز چیزی بیش از «گمان» نیست و گمان نیز هیچ گاه نمی‌تواند جایگزین علم شده و انسان را از گرفتاری‌ها، منجلاب‌ها و مهلکات مسیر نجات داده و به کمال و خوشبختی برساند. چنان چه می‌فرماید:

«وَ ما يَتَّبِعُ أَكْثَرُهُمْ إِلاَّ ظَنًّا إِنَّ الظَّنَّ لا يُغْني‏ مِنَ الْحَقِّ شَيْئاً إِنَّ اللَّهَ عَليمٌ بِما يَفْعَلُونَ» (یونس - 36)




ادامه نوشته

۴۰ نکته عرفانی آیت الله امجد

http://masir-sabz.ir/images/oabjad.jpg

خدا می گوید چیزی در نزد من محبوبتر و عزیزتر از واجبات نیست کجا می روید سیرو سلوک ؟ سیرو سلوک واجبات و محرماته ، مرد ، مرد باشد واجباتش را انجام دهد و محرماتش را ترک کند به همه جا می رسد .

گفتار هایی از آیت الله امجد

۱- هر وقت گرفتاری داشتید به سجده بیفتید و ذکر یونسیه را بگویید. لا إِلهَ إِلاَّ أَنْتَ سُبْحانَکَ إِنِّی کُنْتُ مِنَ الظَّالِمِینَ

۲- غیر از چهارده معصوم نمی شود از کسی دفاع مطلق کرد، حتی عرفا.

۳- نگران کردن پدر و مادر-ولو یک دقیقه-گناه است. اگر می خواهی به منزل دیر بروی ، زنگ بزن اطلاع بده تا نگران نشوند.

۴- ارزش ها باید ملاک باشد نه حزب و گروه. و الا بی دین می شویم.

۵- همه چیز را ببازید تا برنده شوید.

۶- اینقدر قرآن باید بخوانی تا بفهمی ، وقتی فهمیدی ، دیگر قرآن رهایت نمی کند.

۷- نه مرید ؛ نه مقام ، نه کتابخانه ؛ انسان موقع مرگ ، اینها را با خود نمی برد!

۸- متاسّفانه امروز در جامعه ی ما تعقّل خیلی کم شده آقا تعقّل ؛ همین منشاء بسیاری از مشکلات هست.

۹- این یک کلمه زندگی را شیرین می کند : « من مقصّرم»

۱۰- در قیامت با اینکه خود جهنّم از بوی بد آکنده است، باز اهل جهنّم از بوی بد عالم بی عمل در اذیّتی مضاعف اند.

۱۱- ترک و فعل خیلی مهم نیست ، نیّت خیلی مهم است.

۱۲- عمیق ترین حرف بنده این است: خدا هست.

۱۳- بی خود این طرف و آن طرف نرویم هیچ کس غیر خدا کاره ای نیست.

۱۴- خداوند گدای سمج را دوست دارد ولی در خانه خودش نه دیگران.

۱۵- باید فقط برای خدا کار کرد ولو کم.

۱۶- شما عزیزان با خصوصیّات نفس ،آشنا نیستید ! هیچ کس از عهده اش بر نمی آید ،الّا خدا. بزرگان و نوابغ ،زمین خورده اند.

۱۷- زندگی مشترک بر اساس تعاون و همکاری و صفا و صمیمیّت است نه قانونمندی(به معنی خاص مضر).

۱۸- وقار با تکبّر نباید اشتباه شود.

۱۹- آن چیزی که نفس را آرام می کند ، عشق است.

۲۰- اگر کسی علم داشته باشد ولی حلم نداشته باشد ، مضرّ است.

۲۱- علامت علم این است که خودمان کنار گذاشته شویم.

۲۲- هوای نفس هم مثل هوا متغیّر است.

۲۳- اگر انسان بازیگری را کنار بگذارد از اولیاء خدا می شود.

۲۴- برای کسب اخلاص ، التماس از خدا لازم است.

۲۵- آدم عاقل به غیر خدا اعتماد نمی کند.

۲۶- با مردم با محبّت رفتار کنیم که محبّت بیش ترین اثر را دارد.

۲۷- انسان به اندازه هر نفس زدنش، می‏تواند به سمت‏ خدا راه داشته باشد . هر انسان، بی‏نهایت راه به سوی خدا دارد . یکی مریضخانه می‏سازد، یکی مسجد می‏سازد، یکی به فقرا کمک می‏کند، یکی می‏تواند نماز بخواند و ... همه اینها راههایی است که می‏تواند انسان را به خدا برساند . همه اینها راه خداست; ولی گرایشها فرق می‏کند . یکی از راه مهندسی، یکی از راه پزشکی، یکی از راه روحانیت و ... هر کسی از یک راهی باید برود . خود انسان راههای فراوان دارد . بهترین راه را باید انتخاب کرد به نسبت آن گرایش و طبیعتی که در هر کسی هست .»

۲۸- به جوان می گیم ای جوان! من نمی خوام تو رو به سمت خودم جذب کنم. من فقط به تو یه حرف می زنم. تو اگه بمب بارون بشه چی کار می کنی؟ نمی ری پناهگاه؟ خوب این دنیا همونه. همه اش ظواهره. گول این ظواهر رو نخور. برو تو پناهگاه خدا. اون جا باش بمب بارون که تموم شد بیا بیرون زندگی کن. اینا زندگی نیست که اینا ظاهرش قشنگه توش هیچی نیست.

۲۹- اصلا در وادى خواب نباشید چون خواب خیلى پیچیده است. خیلى مشکل است. فقط اگر خوابتان خوب بود به فال نیک بگیرید. و اگر خواب بد دیدید، بگویید ان شاءالله چیزى نیست، ولى یک صدقه هم بدهید.

۳۰- اعتماد به نفس یک حرف غلطى است، مال ما نیست. اعتماد به خدا درست است. ما نفسى در کارمان نیست. نفس چیست که بدان اعتماد کنیم؟ نفسى که هر لحظه در یک حالت متغیر است! فقط اعتماد به خدا مهم و مطرح است!

۳۱- نماز را اول وقت‏ بخوانید. اگر بی حال هستید بگویید مى‏خواهم حتى با بی حالى نماز را در اول وقت‏بخوانم. البته اگر دلایلى مثل برخورد با کلاس و... هست مشکلى نیست ولى مثلا ما دور هم نشسته‏ایم و حرف مى‏زنیم; چون وقت نماز شد، بلند شویم، نمازمان را بخوانیم. به دوستانمان هم بگوییم معذرت مى‏خواهم من فعلا نماز دارم. در جایى نوشته بود آقاى مطهرى در وسط یک جلسه‏اى بلند شد و گفت وقت‏خواب من شده! همه مسخره کردند، گفتند از خوابش نمى‏گذرد. نمى‏دانستند که او مى‏خواهد برود بخوابد که در دل شب با حال خوش بلند شود.

۳۲- تمام فیوضات به دست امام حسین (ع) می باشد و پیشکارش حضرت ابوالفضل(ع) می باشد.

۳۳- قرآن نامه ی خداست، صحیفه ی سجادیه جواب این نامه است و نهج البلاغه شرح این نامه است.

۳۴- حزب الهی بی ترمز یعنی چه؟ بسیجی نور چشم همه می باشد باید ترمز داشته باشد . آخوند نور چشم همه می باشد باید ترمز داشته باشد .مومن باید ترمز داشته باشد تقوی یعنی ترمز ، آدم نمی تواند گاز بده بره توی دره می ره داغون می گردد.

۳۵- درباره آیت الله العظمی بهجت: ایشان فرشته روى زمین بودند، ایشان در طفولیت هم معنوّیت را احساس می کرده است، و از جوانى اهل سیر و سلوک بوده اند. یکى از دوستان ایشان که با هم درس آقاى قاضى می رفتند، می گفت: «یک روز آقاى قاضى به موقع سر درس حاضر نمی شود، آقاى بهجت می گوید: ایشان حالشان خوب نیست، و یکایک حالات او را از خانه تا به درس بیان می کند. وقتى آقاى قاضى وارد محل درس می شوند، طرف آقاى بهجت می روند و می فرمایند: «امروز شیرین کارى کردى!»

۳۶- پیامبر نیامده است ما دولا راست شویم، آمده است ما را ببرد آنجایی که خودش می باشد آنجایی که جبرئیل پر می اندازد جبرئیل رئیس ملائک آنجا نمی تواند برود.

۳۷- هرچی می خوای از خدا فقط بگو : اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم!!

۳۸- خدا می گوید چیزی در نزد من محبوبتر و عزیزتر از واجبات نیست کجا می روید سیرو سلوک ؟ سیرو سلوک واجبات و محرماته ، مرد ، مرد باشد واجباتش را انجام دهد و محرماتش را ترک کند به همه جا می رسد .

۳۹- اگر قدرت داشتم خیلی از مجالس مذهبی را در این شهر تعطیل می کردم.

۴۰- انسان به تفریح هم نیاز دارد انسان که یک بعدی نیست چند بعدی می باشد همه اش عبادت کنید خشک می شوید همه اش مطالعه کنید چیزی نمی فهمید، علم همه جا محترم است منتهی علم انسان ساز علم توحید می باشد از اول تا آخر قرآن یک کلمه بیشتر نیست: نفی غیر... .

منبع وبلاگ آیت الله امجد

تنظیم گروه حوزه علمیه


نقش تربيتي عبادت چيست ؟


دوست محترم!

در اسلام آن قدمهائي را كه انسان براي رشد و كمال و خود و پرورش ديگران برمي دارد، و در

جهت رضاي خداوند است، همه عبادت مي باشد. قرآن كريم علت خلقت انسان را عبادت و پرستش

مي داند و مي گويد:"وما خلقت الجن والإنس إلا ليعبدون" يعني جن و انس را تنها براي عبادت آفريدم.


عبادت كردن محدود به آن لحظات كوتاهي كه انسان مشغول مراسم عبادي از قبيل نمازگزاردن

و دعاكردن است نمي شود. عبادت هنگامي ارزش خود را نمايش مي دهد كه به صورت راه و

رسم زندگي درآيد، و در همه زواياي زندگي خود را به نمايش گذرد، و شيوه رفتار و كردار و تفكر و...

همه شئون زندگي فرد را فراگيرد.......


ادامه نوشته

یك آزمون اساسی با چند پرسش اساسی

 اگر عزیزی را گم كرده باشید، چه می كنید؟؟؟؟؟ ؟


الف)آسوده و بی خیال می نشینید تا كم كم فراموشش كنید.


ب) یا برای یافتن او همه تلاش خود را به كار می برید.


ج) از این و آن سراغش را می گیرید.

 
د) شب و روزتان را به جستجوی او می گذرانید... تا آن كه او را بیابید یا نشانی از او پیدا كنید.


ادامه نوشته

ويژگيهاى شيعه حقيقى


بِسْمِ اللّهِ الْرَّحْمنِ الْرَّحيمْ
ابواسماعيل مى گويد: در محضر امام باقر(ع ) بودم و عرض كردم : ((شيعيان در آنجا كه ما زندگى مى كنيم ، بسيار هستند)).
امام باقر: آيا ثروتمندان آنها نسبت به مستمندان ، مهربان هستند و به آنها توجه دارند؟ و آيا نيكوكاران نسبت به گنهكاران گذشت دارند؟، آيا آنها نسبت به همديگر، همكارى و برادرى دارند؟
ابو اسماعيل : نه ، اين ويژگى در ميانشان نيست .
امام باقر:
ليس هؤ لاء شيعه ، الشيعه من يفعل هذا
((اينها شيعه نيستند، شيعه كسى است كه اين ويژگيها را داشته باشد)).

آن حضرت در سخن ديگر به سعيد بن حسن (يكى از شيعيان ) فرمود: ((آيا يكى از شما نزد برادر (دينى خود) مى آيد كه دست در جيب او كند و هر چه نياز دارد بردارد؟ و او جلوگيرى نكند؟)).
سعيد: چنين كارى در ميان ما نيست .
امام باقر: پس خبرى (از اسلام و تشيع حقيقى ) در ميان شما نيست .
سعيد: بنابراين ، آنها مستحق هلاكت و عذابند؟
امام باقر: هنوز عقلهاى آن آدم ، كامل نشده است (اگر عقلهاى آنها از آبشخور اسلام ناب ، سيراب مى شد، و از مكتب تشيع راستين پرورش ‍ مى يافت ، همكارى و هميارى اسلامى را در حد اعلا رعايت مى كرد)

نمونه اى از قدرت معنوى امام رضا(ع )

http://www.dostan.net/img/catmazhabi.gif

بِسْمِ اللّهِ الْرَّحْمنِ الْرَّحيمْ
يكى از اصحاب حضرت رضا(ص ) مى گويد: پول بسيارى به حضور آن حضرت بردم ، ولى آن حضرت ، شادمان نشد، من غمگين شدم و با خود گفتم : ((چنان پولى نزد آن حضرت مى برم ، ولى شادمان نمى شود!))
امام رضا(ع ) در اين هنگام (كه احساس كرد كه من غمگين هستم ) به غلامش فرمود: ((آفتابه و لگن را بياور))، خود آن حضرت روى تخت نشست ، و به غلام فرمود: آب بريز.
در اين هنگام ديدم از لابلاى انگشتان آن حضرت ، قطعه هاى طلا در ميان لگن مى ريزد، در اين وقت به من رو كرد و فرمود:
((من كان هكذا لا يبالى بالّدى حملته اليهِ:
كسى كه چنين دارد: (كه از لاى انگشتانش طلا بريزد) به پولى كه تو برايش ‍ آورده اى ، اعتنائى ندارد تا خشنود شود))


ادامه نوشته

داشتن بصيرت، مهم‌ترين اصل عصر غيبت است

يك كارشناس مهدويت گفت: در عصر غيبت، با توجه به روايات و ادعيه‌اي كه موجود است،

بايد دنبال بصيرت و معرفت بود و محتوا و كيفيت را ارتقاء بخشيد.

حجت‌الاسلام احد عبداللهي در گفت‌وگو با خبرنگار آيين و

انديشه فارس درباره آسيب‌شناسي بحث تبليغ مهدويت

گفت: يكي از موضوعات مهم در مباحث مهدويت،

آسيب‌شناسي مهدويت است. ما آسيب‌هايي را در باورها

و اعتقادات و آسيب‌هايي در حوزه عواطف و احساسات

داريم و به طور كلي مي‌توان گفت كه آسيب‌ها در دو حوزه

مباحث نظري و حوزه عمل وجود دارد.

وي افزود: در حوزه نظري،‌ آسيب در باورها و عقايد است. عدم درك صحيح از انديشه مهدويت

و اعتقاد به باورهاي ضعيف و سست و بي‌پايه عوامل اين آسيب را شامل مي‌شوند؛ اما در حوزه عمل،

آسيب در رفتار و اعمال منتظران وجود دارد. باور خرافاتي نظير نذرهاي نمك و يا گندم جزيره خضراء،

جزو اين دسته از آسيب است.

عبداللهي ادامه داد: در حوزه باور و عقايد، ما با عدم درك صحيح و عميق از انديشه مهدويت مواجهيم؛

به طوري كه بسياري از مهدي ياوران، در عين اينكه علاقه و محبت خاص نسبت به امام زمان (عج)

دارند، ولي در مقام انديشه و باور نسبت به حضرت دچار ضعف و سستي هستند.....

ادامه نوشته

خلاصه زندگی نامه حضرت آية الله العظمى آقاى حاج شيخ محمد تقى بهجت (رحمه الله)

بسم الله الرحمن الرحيم

حضرت آية الله العظمى آقاى حاج شيخ محمد تقى بهجت (رحمه الله) در اواخر سال 1334 ه ق در شهر فومن واقع در استان «گيلان» به دنيا آمد و هنوز شانزده ماه از عمرش نگذشته بود كه مادر را از دست داد .


تحصيلات ابتدايى حوزه را در مكتب خانه فومن به پايان رساند و پس از تحصيلات ادبيات عرب در سال 1348 ه ق هنگامى كه تقريبا 14 سال از عمر شريفش مى ‏گذشت، براى تكميل دروس حوزوى عازم (عراق) شد و حدود 4 سال دركربلا معلى اقامت نمود و علاوه بر تحصيل علوم رسمى از محضر استادان بزرگ آن سامان، از جمله مرحوم حاج شيخ ابوالقاسم خويى (غير از آيت الله العظمى خويى معروف) بهره برد و در سال 1352 ه ق براى ارائه تحصيل به «نجف اشرف» رهسپار گرديد و سطح عالى علوم و حوزه را در محضر آيات عظام از جمله حاج شيخ مرتضى طالقانى (ره) به پايان رساند و پس از درك محضر آيات عظام: حاج آقاى ضياء عراقى و ميرزاى نائيينى (رحمة‏الله) در حوزه درسى آيت الله حاج شيخ محمد حسين غروى اصفهانى وارد شد.
 افزون بر اين ايشان از محضر آيات عظام حاج سيد ابوالحسن اصفهانى و حاج شيخ محمد كاظم شيرازى (رحمة‏الله) صاحب حاشيه بر مكاسب - و در حوزه علوم عقلى، كتاب (الاشارات والتنبيهات) و (اسفار) رانزد آيت الله سيد حسين بادكوبه‏اى (ره) فراگرفت و در زمان تلمذ به تدريس سطوح عالى پرداخت و در تاليف كتاب (سفينة‏البحار) با محدث كبير حاج شيخ عباس قمى (ره) همكارى نمود و در زمينه تهذيب نفس در زادگاهش (فومن) از كودكى محضر عالم بزرگوار (سعيدى) و دركربلا از برخى علماى ديگر بهره برد، تااينكه در نجف اشرف در سن 17 - 18 سالگى با آيت حق علامه قاضى (ره) آشنا شد و گمشده خويش را در وجود ايشان يافت و در سلك شاگردان اخلاقى - عرفانى ايشان درآمد و سرانجام در سال 1364 هق موافق با 1324 هش قلبى صيقل يافته از معنويت و سينه ‏اى مالامال ازعشق به حضرت حق و با كوله بارى از علم و كمال به سرزمين خويش هجرت نمود و در زادگاهش تشكيل خانواده داد و در حالى كه آماده بازگشت به نجف اشرف بود هنگام عبور موقت در قم در زمانى كه هنوز چندين ماه از مهاجرت آيت الله بروجردى (ره) به قم نگذشته بود موقتا مقيم شد و خبر رحلت اساتيد بزرگ حوزه علميه نجف را يكى پس از ديگرى مى‏شنود و  درشهر مقدس قم رحلت اقامت مى‏افكند .

 در قم از محضر آيات عظام: حجة‏الاسلام والمسلمين كوه كمره‏اى و آيت الله العظمى بروجردى به هم رسانيده و انگشت نما مى گردد. معظم پس از ورود به قم به تدريس خارج فقه و اصول پرداخت و به ترتيب شاگردانى بسيار قيمت گماشت و هنوز نيز تدريس درس خارج ايشان ادامه دارد.
محل تدريس درس خارج ايشان ابتدا در حجرات مدارس و بعد در منزل شخصى خود و اكنون در مسجد فاطميه واقع در گذرخان تشكيل مى گردد و محل اقامه نماز جماعت و مراجعات عمومى ايشان نيز همين مسجد است.
تاليفات معظم له ، عبارتند از :
 يك دوره كامل اصول ، حاشيه بر مكاسب شيخ انصارى (ره) و تكميل آن تا آخر مباحث مربوط به مكاسب و متاجر، دوره كامل طهارت ، دوره كامل كتاب صلاة ، دوره كامل كتاب زكات ، دوره كامل كتاب خمس و حج ، حاشيه بر كتاب ذخيرة العباد مرحوم شيخ محمد حسين غروى ، چندين مجله تقريبا يك دوره فقه فارسى، حاشيه بر مناسك شيخ انصارى (ره) و...

منبع : www.bahjatonline.ir

 

آيين فتوت و مردانگی


کدامين شير يزدان مرتضي آن صفدر غالب             که مي خوانند مردان حقيقت شاه مردانش


ازنگاه حضرت علي که در حقيقت قطب اين طريقت و مدار اين فضيلت است، آيين فتوت داراي مباني و اصولي است که اساس آن بر هشت قاعده گذاشته شده است، آنجا که فرموده است:

  1.  " اصل الفتوت الوفاء و الصدق و الامن والسخاء والتواضع والنصيحت والهدايت والتوبه ولايستاهل الفتوت الامن يستعمل هذه الخصال ـ يعني اصل فتوت اين هشت خصلت است و هر مستعمل اين خصايل نباشد، مستحق اسم فتوت نبود."



ادامه نوشته