مصاحبه/ چرا میان امامان، به امامِ هادی ع توهین شده است؟
مصاحبه/ چرا میان امامان، به امامِ هادی ع توهین شده است؟
مصاحبه با محمد صادقِ ابوالحسنی، فرزند مرحوم علی ابوالحسنی منذر

شاهین نجفی با مطربین دربار متوکّل هم نوا شد
دشمنان مکتب نورانی اهل بیت (ع) همیشه از دو راه برای مبارزه با شعائر تشیع استفاده می کنند:
- نبرد سخت افزاری: اقداماتی چون ساماندهی گروه های تروریستی، انفجارهای خونبار و تخریب اماکن مقدس مذهبی
- نبرد نرم افزاری: هجمه فرهنگی نسبت به باورهای اصیل شیعه از طریق سایت ها، ماهواره ها، هنر هفتم و...
این ها در حق دهمین امام بر حق ما حضرت امام هادی علیه السلام همین دو شیوه را به کار بستند.
در مرحله اول در انفجار مهیبی حریمش را ویران و قلب شیعیان را آکنده از درد کردند آن هم انفجاری که به این شکل در حرم هیچکدام از ائمه سابقه نداشت سپس دست به ترور زائرین بی گناهش زدند.
اما محبین آستان آن حضرت با سوز وگدازی لبریز از عشق و ارادت، این تهدید را به فرصت تبدیل نموده، مظلومیت مذهب تشیع را در آینه این اقدام به تمام عالم ثابت کردند.
خصم شیعه که از شکست خود سرخورده شده بود در وهله بعد به سراغ خواننده بدنامی رفت تا ساحت والای امامت را هدف گیرد اما هیهات، که خفاشان را هیچگاه یارای مقابله با خورشید نیست.
س: به نظر شما چرا بین امامان پاک، ستیز با دهمین امام (ع) را در دستور کار خود قرار دادند؟
به نظر می رسد دشمنان ما از دو جهت چنین رفتارکردند:
- این سناریو محک و امتحانی برای شیعیان است که میزان حسّاسیت و غیرت آنان را ارزیابی کنند و بر مبنای آن به سایر ارزشهای ما حمله کنند که بحمد الله در این قضیه واکنش خوبی از نیروهای علوی دیده شد.
- دهمین امام شیعیان امام علی النقی ملقب به امام هادی (ع) است او به معنای حقیقی پیشوای هدایت و خوشبختی است و کسانی که رسم و راه ضلالت و گمراهی را برگزیده اند با هر چه مظهر هدایت است در ستیزند.
س: سخن شما به اینجا رسیدکه در تقابل با مذهب حقه جریان خطرناکی وارد میدان شده واقدامات جدیدی را آغاز کرده، حالا بفرمائید اینها برای رسیدن به اهداف خویش از چه متدی استفاده می کنند؟
پرسش به جا و نکته حساسی را جویا شدید. اجازه بدهید با کالبد شکافی زمانه و فضای سیاسی عصر امام هادی (ع) پاسخ این سوال را عرض کنم.
در بررسی و تحلیل دقیق تاریخ می فهمیم که امروز دشمنان ولایت از همان شیوه ای که «متوکل عباسی» - خلیفه کینه توز بنی العباس- در مصاف با هادی امت (ع) به کار گرفت، بهره می برند.
تراژدی متوکل حمله به شعائر الهی، قتل عام شیعیان، مبارزه و اهانت های مکرر به رهبر مظلوم آنان بود.
اول از همه به حرم مطهر سید الشهدا (ع) حمله کرد. شما کتاب تتمه المنتهی را ببینید شیخ عباس قمی (ره) می نویسد: «متوکل هفده مرتبه قبر شریف را خراب کرد» البته هیچ مسلمانی حاضر به انجام این کار نشد لذا از جانب خلیفه شخصی به نام :«دیزج» که یهودی مسلک بود با یک گروه از یهودیان به کربلا حمله ور شدند.(تتمه المنتهی، بخش دولت متوکل) شما مطمئن باشید جسارت به حرم امام هادی (ع) هم یا کار یهودی است یا بدتر از یهودی.
به هر حال این جنایات فرجام معکوسی داشت. عاشقان وصال حریم حسین (ع) همچون سیلی خروشان به سمت کربلای معلی به حرکت در آمده و در این راه از دست و جانشان گذشتند.
از طرف دیگر متوکل علاقه خاصی به مطربین و خواننده های هرزه داشت.
ابوالفرج اصفهانی می نویسد: « در آن روزگار که هنوز به خلافت نرسیده بود با یک زن رقاصه آشنا بود که دسته ای از خوانندگان را در اختیار داشت.
او هر شب که می خواست شراب بنوشد به این زن پیغام می فرستاد که برایش خواننده و رقاص بفرستد!» (مقاتل الطالبین، ترجمه جواد فاضل، ج 2، ص 386)
عناصری که در دربار او بودند هم فساد اخلاق داشتند هم فساد عقیده یعنی علاوه بر بی بند و باری نسبت به اهل بیت (ع) کینه شدیدی داشتند.
به گواهی کامل ابن اثیر و تاریخ ابن خلدون چهره های پلیدی مثل علی بن جهم (شاعر شامی شیعه ستیز که مشوق تخریب کربلا بود)، ابوالسمط (از اولاد مروان)، ابن اترجه هر سه از ندیمان خلیفه و افرادی مثل عباده و عثعث از تلخکهای درباری در بزم های قصر با نوازندگان و آوازه خوانهای هم نوا شده و در اشعار خویش به مولای مظلومان امیر مومنان (ع) جسارت روا می داشتند و متوکل مشغول می گساری می شد.
کسانی که امروز هم با خوانندگی و رقاصی قصد توهین به ساحت قدس امامان ما را دارند از سنخ مطربین دربار متوکل اند.
به نظر من شباهت های زیادی بین آن مطربها و خواننده ای که اخیرا به این چرخه پیوست وجود دارد
س: چه شباهت هایی؟
اولا مطربین درباری هیچ کدام هویت و شخصیت ندارند لذا در طول تاریخ یک خردمند یا آدم حسابی بین آنها نبوده و نوعا فاسد و بد نامند حالا یک فاسد علیه ائمه ما آواز بخواند طبیعی است.
ثانیا بنده پول و شهرتند. چرا یک نفر مشهور چنین کاری را نکرد؟ معلوم می شود اگر پول و شهرت را در خلاف آن می دید حتما به جای توهین، تعریف می کرد.
در درجه سوم غافل از یاد مرگ و آخرت هستند. برای همین وقتی متوکل (ل) شبانه امام هادی (ع) را وارد بزم عیش و نوش کرد تا با مطربین و خوانندگان ایشان را آزار دهد حضرت اشعاری از مرگ را برایشان خواندند و این اشعار به حدی موثر افتاد که ناخواسته اشک از چشمانشان به راه افتاد و بزم عیش به محفل عزایشان تبدیل شد.
خلاصه توهین به حجت الهی و پیشوای خوبی ها نه از منظر ما که از نظر هر وجدان آگاه لیاقت زندگی را از انسان سلب می کند.
امروز حکم ارتداد توهین کنندگان را می بینید اما پسر متوکل که شیعه نبود حکمی هم اعلام نشده بود ولی به نقل مورخین وقتی پدرش به امیرالمومنین علی (ع) توهین رکیکی نمود با عده ای از درباریان طومار حیاتش را پیچید.










