متن خطبه بدون نقطه امیرالمومنین كه از معجزات آن حضرت است

مقدمه:
امیرالمومنین علی (علیهالسلام) از لحاظ به کار گرفتن این فن و صنعت (از فنون صنایع بدیعیه) در سخنان پیشتاز بوده و خطبهای به نان «خطبه مونقه» ایراد فرمود که حامل تعابیری مهذب و کلماتی مستعذب و مزایائی دلکش و جالب میباشد.
در خطبه یاد شده برای ترکیب حروف و کلمات به هیچ وجه از حرف «الف» استفاده نشده است. امیرالمومنین علی (علیهالسلام) به دنبال این خطبه، خطبه دیگری ایراد فرمود-که در عین برخورداری از جمال و زیبائی و لطافت - حروفی در ساختار کلمات آن به کار برده است که خالی از نقطه میباشد.
مرحوم سیدرضی دو خطبه مذکور را در «نهجالبلاغه» نیاوده است.
شارح، یعنی مرحوم حبیبالله خوئی میگوید: «من- به منظور تشحیذ اذهان و اعلام این نکته که آنحضرت در هر باب و فن از ابواب و فنون و سخنوری چیره دست بوده است- این دو خطبه را یاد میکنم».
آنگاه مینویسد: «مخالفت و موالف از هشام بن سائب کلبی روایت کردهاند که اصحاب نبی اکرم (صلیالله علیه و آله و سلم) با آن حضرت گردهم آمدند و به مذاکره نشستند که چه حرفی بیش از سایر حروف در به هم رساندن کلمات عربی دارای نقش موثرتری میباشد؟
همگی پاسخ دادند: حرف الف.
علی (علیهالسلام) ارتجالا خطبهای ایراد فرمود و آنرا «مونقه» نامید. خطبه مذکور بدینصورت آغاز میگردد: «حمدت من عظمت منّته، و سبقت رحمته، و تمّت کلمته … »
خطبه مذکور به طرق متعددی روایت شده، و مرحوم مجلسی در مجلد هفدهم «بحارالانوار»- با اختلاف زیادی که در ضبط کلمات آن به چشم میخورد- این خطبه را از مصباح کفعمی نقل و روایت کرده است.
امیرالمومنین علی (علیهالسلام)- پس از ایراد «خطبه مونقه» - خطبه دیگری ایراد فرمود که هیچیک از حروف معجمه یعنی حروف نقطهدار در کلمات آن مورد استفاده قرار نگرفته است. آغاز خطبه مذکور چنین است: «الحمد لله اهل الحمد و ماواه، و اوکد الحمد و اعلاه، و اسرع الحّمد و اعلاه، و اطهر الحمد و اسماء، و اکرم الحمد و اولاه … ». مرحوم خوئی میگوید: من به این خطبه- به صورت کامل و تام- دست نیافتم.
زندگینامه امیرالمومنین علی (علیهالسلام)
از این پس، شارح به نگارش زندگینامه امیرالمومنین علی (علیهالسلام) میپردازد که مشخصات آنحضرت را تحت عنوان «نور فی … » «نور فی … » و … گزارش میکند:
1- نور فی میلاده
2- نور فی اسمه السامی
3- نور فی نسبهالشریف
4- نور فی کناهالرفیعه
5- نوره فی القابه الشامخه
6- نور فی شکله و صفته
ترجمه احوال سید رضی
آنگاه مرحوم خوئی به ترجمه احوال سید رضی (رضوانالله تعالی علیه) روی میآورد، و به دنبال گزارش نسب و مولد او آثار علمی وی را برمیشمارد، و سپس با بیانی نسبتاً مشروح ترجمه احوال مرحوم سید مرتضی را مینگارد، و از آن پس اشعاری را که در رثاء وی انشاء شده بود میآورد.
سرانجام، دیباچه شرح نهجالبلاغه را با اشعاری- که در مدح «نهجالبلاغه» و نیز ستایش از همین شرح، یعنی «منهاجالبراعه» و نیز ستایش از همین شرح، یعنی «منهاجالبراعه» انشاء شده است- به پایان میبرد، و از آن پس وارد شرح خطبهها میگردد.
متن عربی:
الحَمدُ لِلّهِ اهلِ الحَمدِ وَ احلاهُ، وَ اسعَدُ الحَمدِ وَ اسراهُ، وَ اکرَمُ الحَمدِ وَ اولاهُ.
الواحدُ الاحدُ الاحَدُ الصَّمَدُ، لا والِدَ لَهُ وَ لا وَلَدَ.
سَلَّطَ المُلوکَ وَ اعداها، وَ اهلَکَ العُداهَ وَ ادحاها، وَ اوصَلَ المَکارِمَ وَ اسراها، وَ سَمَکَ
السَّماءَ وَ عَلّاها، وَ
سَطَحَ المِهادَ وَ طَحاها، وَ وَطَّدَها وَ دَحاها، وَ مَدَّها وَ سَوّاها، وَ مَهَّدَها وَ وَطّاها، وَ
اعطاکُم ماءَها وَ مَرعاها، وَ
احکَمَ عَدَدَ الاُمَمِ وَ احصاها، وَ عَدَّلَ الاعلامَ وَ ارساها.
الاِلاهُ الاوَّلُ لا مُعادِلَ لَهُ، وَلا رادَّ لِحُکمِهِ، لا إلهَ إلّا هُوَ، المَلِکُ السَّلام، المُصَوِّرُ العَلامُ،
الحاکِمُ الوَدودُ، المُطَهِّرُ
الطّاهِرُ، المَحمودُ امرُهُ، المَعمورُ حَرَمُهُ، المَامولُ کَرَمُهُ.
عَلَّمَکُم کَلامَهُ، وَ اراکُم اعلامَهُ، وَ حَصَّلَ لَکُم احکامَهُ، وَ حَلَّلَ حَلالَهُ، وَ حَرَّمَ حَرامَهُ.
وَ حَمَّلَ مُحَمَّداً (صَلَّ اللهُ عَلَیهِ وَ آلِهِ) الرِّسالَهَ، وَ رَسولَهُ المُکَرَّمَ المُسَدَّدَ، الطُّهرَ
المُطَهَّرَ.
اسعَدَ اللهُ الاُمَّهَ لِعُلُوِّ مَحَلِّهِ، وَ سُمُوِّ سُودُدِهِ، وَ سَدادِ امرِهِ، وَ کَمالِ مُرادِهِ. اطهَرُ وُلدِ آدَمَ
مَولوداً، وَ اسطَعُهُم
سُعوداً، وَ اطوَلُهُم عَموداً، وَ ارواهُم عوداً، وَ اصَحُّهُم عُهوداً، وَ اکرَمُهُم مُرداً وَ کُهولاً.
صَلاهُ اللهِ لَهُ لِآلِهِ الاطهارِ مُسَلَّمَهً مُکَرَّرَهً مَعدودَهً، وَ لِآلِ وُدِّهِمُ الکِرامِ مُحَصَّلَهً مُرَدَّدَهً ما
دامَ لِالسَّماءِ امرٌ
مَرسومٌ وَ حَدٌّ مَعلومٌ.
ارسَلَهُ رَحمَهً لَکُم، وَ طَهارَهً لِاعمالِکُم، وَ هُدوءَ دارِکُم وَ دُحورَ، عارِکُم وَ صَلاحَ احوالِکُم،
وَ طاعَهً لِلّهِ وَ رُسُلِهِ، وَ
عِصمَهً لَکُم وَ رَحمَهً.
اِسمَعوا لَهُ وَ راعوا امرَهُ، حَلِّلوا ما حَلَّلَ، وَ حَرِّموا ما حَرَّمَ، وَ اعمِدوا – رَحِمَکُمُ اللهُ –
لِدَوامِ العَمَلِ، وَ ادحَروا
الحِرصَ، وَ اعدِموا الکَسَلَ، وَ ادروا السَّلامَهَ وَ حِراسَهَ مُلکِ وَ رَوعَها، وَ هَلَعَ الصُّدورِ وَ
حُلولَ کَلِّها وَ هَمِّها.
هَلَکَ وَ اللهِ اهلُ الاِصرارِ، وَ ما وَلَدَ والِدٌ لِلاِسرارِ، کَم مُوَمِّلٍ امَّلَ ما اهلَکَهُ، وَ کَم مالٍ وَ
سِلاحٍ اعَدَّ صارَ لِلاعداءِ
عُدَّهً وَ عُمدَهً.
اَللّهُمَّ لَکَ الحَمدُ وَ دَوامُهُ، وَ المُلکُ وَ کَمالُهُ، لااِلهَ إلّا هُوَ، وَسِعَ کُلَّ حِلمٍ حِلمُهُ، وَ سَدَّدَ
کُلُّ حُکمٍ حُکمُهُ، وَ
حَدَرَ کُلَّ عِلمٍ عِلمُهُ.
عَصَمَکُمُ وَ لَوّاکُم، وَ دَوامَ السَّلامَهِ اولاکُم، وَ لِلطّاعَهِ سَدَّدَکُم، وَ لِلاِسلامِ هَداکُم، وَ
رَحِمَکُم وَ سَمِعَ دُعاءَکُم،
وَ طَهَّرَ اعمالَکُم، وَ اصلَحَ احوالَکُم.
وَ اسالُهُ لَکُم دَوامَ السَّلامَهِ، وَ کَمالَ السَّعادَهِ، وَ الآلاءَ الدّارَهَ، وَ الاَحوالَ السّارَّهَ، وَ
الحَمدُ لِلّهِ وَحدَهُ.
متن فارسی:
ستایش مخصوص خدایی است که سزاوار ستایش و مآل آن است. از آنِ اوست رساترین ستایش و شیرین ترین آن و سعادت بخش ترین ستایش و سخاوت بار ترین(و شریف ترین) آن و پاک ترین ستایش و بلند ترین آن و ممتاز ترین ستایش و سزاوارترین آن.
یگانه و یکتای بی نیاز(ی که همه نیازمندان و گرفتاران آهنگ او نمایند). نه پدری دارد و نه فرزندی.
شاهان را (به حکمت و آزمون) مسلّط ساخت وبه تاختن واداشت. و ستمکاران (و متجاوزان) را هلاکت نمود و کنارشان افکند. و سجایای بلند را (به خلایق) رسانید و شرافت بخشید. و آسمان را بالا برد و بلند گردانید. بستر زمین را گشود و گسترش داد و محکم نمود و گسترده ساخت. آن را امتداد داد و هموار کرد و (برای زندگی) آماده و مهیّا فرمود. آب و مرتعش را به شما ارزانی داشت. تعداد اقوام را (برای زندگی در آن) به درستی. (و حکمت) مقرّر فرمود و بر شمار (یکایک) آنان احاطه یافت. و نشانه های بلند (هدایت) مقرّر فرمود و آنها را بر افراشته و استوار ساخت.
معبود نخستین که نه او را هم طرازی است و نه حکمش را مانعی. خدایی نیست جز او، که پادشاه است و (مایۀ) سلامت، صورتگر است و دانا، فرمانروا و مهربان، پاک و بی آلایش. فرمانش ستوده است و حریم کویش آباد (به توجّه پرستندگان و نیازمندان) است و سخایش مورد امید.
کلامش را به شما آموخت و نشانه هایش را به شما نمایاند. و احکامش را برایتان دست یافتنی نمود. آنچه روا بود حلال و آنچه در خور ممنوعیت بود، حرام شمرد.
بار رسالت را بر دوش محمّد(صلّی الله علیه و آله) افکند. (همان) رسول گرامی که بدو سروری و درستی (در گفتار و کردار و رفتار) ارزانی شده، پاک و پیراسته است.
خداوند این امّت را به خاطر برتریِ مقام و بلندیِ شرف و استواری دین او و کامل بودنِ آرمانش سعادت بخشید. او بی آلایش ترین فردِ از آدمیان در هنگامه ولادت و فروزنده ترین ستاره یمن و سعادت است. او بلند پایه ترین آنان (در نیاکان) است و زیباترین آنها در (نسل و) شاخسار. و درست پیمان ترین و کریم ترین آنان است در نوجوانی و بزرگسالی.
درود خداوند از آن او و خاندان پاکش باد، درودی خالص و پی در پی و مکرّر (برای آنان) و برای دوست داران بزرگوارشان، درودی ماندگار و پیوسته، (برای همیشه:) تا وقتی که برای آسمان حکمی مرقوم است و نقشی مقرّر.
او فرستاد تا تا برایتان رحمتی باشد و مایه پاکیزگی اعمالتان و آرامش سرای (زندگی) شما و بر طرف شدن نقاط ننگ (: و شرم آور کار)تان. و تا مایه صلاح حالتان باشد و اطاعت شما از خدا و رسولانش و موجب حفظ شما و رحمتی (بس بزرگ )
از او فرمان برید و بر دستورش مواظبت ورزید. آنچه را حلال دانست، حلال و هر چه را حرام داشت حرام بشمارید. خدایتان رحمت کند؛ آهنگ کوششی پیوسته نمایید و آزمندی را از خود برانید و تنبلی را وا نهید. رسم سلامت و حفظ حاکمیّت و بالندگی آن را – و آنچه را که موجب دغدغه سینه ها
منابع:
- نهج السّعاده، به نقل از کتاب «مجموعه ادبیه» تالیف محی الدّین محمد بن عبد القاهر بن الموصلی الشهروزی
- برگرفته از کتاب دو شاهکار علوی(محمد احسانی فر لنگرودی)
- مناقب آل ابی طالب (ابن شهر آشوب)
- الصراط المستقیم
- نهج الایمان (زین الدّین علی بن یوسف بن جبر)
- بحار الانوار
- منهاج البراعه