مرد هندو و امام حسین علیه السلام
قربة الی الله

دوباره محرم ...
دوباره تازه تر شدن عشق........
ای پادشاه حسن خدا را بسوختیم
آخر سوال کن که گدا را چه حاجت است
مرد هندو و امام حسین علیه السلام
در کتاب داستان های شگفت ص ۱۲۴ جناب حاج محمد سوداگر که چندین سال در هندوستان
زندگی میکرده است این داستان را نقل میکند که:
روزی در بمبئی یک نفر هندو(بت پرست)ملک خود را در دفتر رسمی می فروشد و تمام پول آن را
از مشتری گرفته و از دفتر خانه بیرون میآید . دو نفر شیاد که منتسب به مذهب شیعه بودند و در کمین
او بودند که پولش را بدزدند . هندو میفهمد و به سرعت خودش را به خانه میرساند و فورا از درختی
که وسط خانه بود بالا میرود و پنهان میشود . آن دو نفر شیاد وارد خانه شده و هر چه میگردند
او را پیدا نمیکنند و به طرف زنش میروند و او را شکنجه وآزار میدهند تا مجبور میشود و میگوید :
به حق امام حسین علیه السلام خوتان قسم بخورید که او را اذیت نکنید تا بگویم.
آن دو نفر بی حیا به حق آن بزرگوار قسم یاد میکنند که کاری به او نداریم زن به درخت اشاره میکند
پس آنها از درخت بالا میروند و پولها را برمیدارند و از ترس تعقیب و رسوائی سرش را میبرند.
زن بیچاره وار سر به آسمان میکند و میگوید ای حسین علیه السلام شیعه ها من به اطمینان
قسم شما شوهرم را نشان دادم .
ناگاه آقایی ظاهر میشود و با انگشت مبارک اشاره به گردن آن دو نفر میکند و سر از بدن آن
دو نفر جدا میکند و بعد سر هندو را به بدنش متصل میفرماید و انگاه از نظر غائب میگردد.
مقامات دولتی خبر میشوند و پس از تحقیق به اعجاز حسینی علیه السلام یقین میکنند
و از طرف حکومت چون ماه محرم بود اطعام مفصلی میشود و قطار رایگان برای عبور عزاداران
میگذارند و ان هندو و جمعی از بستگانش مسلمان و شیعه میشوند.
التماس دعا