حجاب یکی از احکام اسلامی است که برای پوشش زنان و مردان وضع شده است. قسمتی از این احکام در قرآن و در آیه 30 و 31 سوره نور و همچنین آیه 59 سوره احزاب به آن اشاره شده است.


http://upload.wikimedia.org/wikipedia/commons/thumb/6/6f/Hijabexamples.jpg/401px-Hijabexamples.jpg



پیشینه حجاب



در طول همهٔ اعصار و در بسیاری از تمدن‌ها حجاب در شکل‌های گوناگون وجود داشته‌است اگر به کتب تاریخی مراجعه کنیم مثل تاریخ ویل دورانت یا تاریخ اسلام پطروشفسکی یا تاریخ اجتماعی ایران تالیف مرتضی راوندی و یا حتی قبل از آن مثل تاریخ یونان و دنیا اثر هرودوت که قبل از مسیح بوده است می بینیم زن ها موقع حضور در جامعه دارای پوشش بوده اند پس حجاب تاسیس اسلام نیست و به یک سلسله از فطریات خود بشر بر می گردد.



حدود شرعی حجاب اسلامی



از میان فقها برخی گفته‌اند زن باید تمام بدن خود را بپوشاند. اما اغلب فقها بنا بر اجماع مسلمين معتقدند که زن اجازه دارد صورت و کف دست خود را نپوشاند. گروه اندکی نیز علاوه بر این کشف کف پا را نیز اجازه داده‌اند.در بعضی متون اولیه فقهی پوشاندن سر و گردن واجب پنداشته نشده است. بعضی فقهای امروزی هم به این امر معتقدند.


انواع حجاب در جوامع امروز


در جامعه عرب از روبنده(=نقاب) استفاده می‌ شده‌است و در جامعه ایرانی از چادر و چارقد استفاده می‌شده‌است.

استفاده از چادر در میان ایرانیان به دوران پیش از اسلام و به زمان اشکانیان و پس از آن ساسانیان باز می‌گردد.


فلسفهٔ حجاب از دیدگاه مسلمانان



مسلمانان ادعا دارند حجاب وسیله‌ای برای محدود کردن زن به خانه نیست بلکه حجاب وسیله‌ای برای حضور سالم زن در اجتماع است. ضرورت دیگر وجود حجاب از دیدگاه مسلمانان محدود کردن ارضای میل جنسی به محیط خانواده برای جلوگیری از فساد و بی بند و باری در جامعه است.



فلسفه حجاب از دیدگاه مخالفان



مخالفان معتقدند که «حجاب زنان را تبدیل به یک شئ»و بلکه یک «شی جنسی» می‌کند.

آنان در بهترین حالت حجاب را یک پارادوکس می‌دانند که «حتی اگر هدف از حجاب حفاظت از زنان تعریف شده باشد، قانون اسلامی متعه همان حفاظت را براحتی از سر راه بر میدارد...

چرا که ازدواجی ۱۰ دقیقه‌ای با فاحشگی هیچ تفاوتی ندارد.» و در بدترین حالت حجاب را ابزاری برای سرکوب زنان میدانند.


از دید آنان:


حجاب صرفا زن را نوعی وسیلهٔ هیجان‌آور معرفی می‌کند، و مرد را موجودی می‌داند که ذاتا توانایی کنترل شهوات خویش را ندارد، و لذا از احساس وظیفه نسبت به کنترل شهوت خود معافش می‌کند. در واقع زنان باید جور ناتوانی کنترل شهوت مردان را بکِشند، و لذا حجاب قانونی از جانب مردان برای مردان است.



بگفته مخالفان حجاب:


از دیدگاه فلسفهٔ حجاب، زن سرچشمهٔ تهییج شهوت‌های جنسی مردان است چراکه اسلام تمام یا اکثر بدن زن را عورت می‌داند ، و لذا باید پوشیده شود.

مخالفین حجاب اذعان میدارند که حجاب حتی در برخی مواقع می‌تواند باعث افزایش تنش‌های جنسی شود چنانکه در سینمای هند از حجاب بعنوان نوعی وسیله برای تهییج جنس مخالف استفاده می‌شود.



حجاب در قوانین




http://upload.wikimedia.org/wikipedia/fa/thumb/f/f7/London_653.JPG/450px-London_653.JPG


تصویری از زنان محجبه مسلمان با روبنده و نقاب، در مقابل ایستگاه اتوبوس در یکی از خیابان‌های لندن.


منع حجاب



  • فرانسه



http://upload.wikimedia.org/wikipedia/commons/8/8a/French_law_on_secularity_and_conspicuous_religious_symbols_in_schools.png


قانون ممنوعیت استفاده از نشان‌های مذهبی در فرانسه



قوانین کشور فرانسه از سال ۲۰۰۴ دختران را از داشتن حجاب اسلامی در مدرسه‏‏ ها، دانشگاه‌ها و مکان‌های دولتی منع می‌کند.


  • ایران


رضا شاه در ۱۷ دی ۱۳۱۴ قانون کشف حجاب را رسمی کرد. این قانون پس از پایان حکومت رضا شاه در شهریور بیست، به فراموشی سپرده‌شد و اجرا نگردید.


  • تاجیکستان


ممنوع رعایت حجاب در مدارس تاجیکستان


  • ترکیه


در ترکیه داشتن حجاب اسلامی در دانشگاه‌های دولتی ممنوع است، اما در سال ۲۰۰۸ پارلمان ترکیه رای به لغو این قانون داد. منع حجاب در ایران نیز سابقه دارد.



حجاب اجباری



گاه حکومت‌های اسلامی رعایت حجاب را در کشور خود اجباری اعلام کرده‌اند. در این زمینه می‌توان به عربستان سعودی، ایران، سومالی و افغانستان (حکومت طالبان) اشاره نمود:


ایران


بعدازانقلاب ایران، نظام تازه‌تاسیس جمهوری اسلامی با اجباری‌شدن حجاب، مخالفت برخی صاحب‌‌نظران را برانگیخت. برای نمونه محمود طالقانی پس از اعلام اجباری شدن پوشش سر برای زنان در ادارات دولتی توسط روح‌الله خمینی به موضع‌گیری علیه آن پرداخت. روزنامهٔ اطلاعات به نقل از وی در شماره ۲۰ اسفند ۱۳۵۷ نوشت:


http://upload.wikimedia.org/wikipedia/fa/5/5e/Etelaat20-12-1357.jpg


مصاحبه با آیت‌الله طالقانی در صفحه اول روزنامه اطلاعات ۲۰ اسفند ۱۳۵۷


حتی برای زن های مسلمان هم در حجاب اجباری نیست چه برسد به اقلیت های مذهبی...ما نمی گوییم زنها به ادارات نروند و هیچ کس هم نمی‌گوید...زنان عضو فعال اجتماع ما هستند...اسلام و قرآن و مراجع دین میخواهند شخصیت زن حفظ شود. هیچ اجباری هم در کار نیست. مگر در دهات ما از صدر اسلام تا کنون زنان ما چگونه زندگی می‌کردند؟ مگر چادر می پوشیدند؟...کی در این راهپیمایی ها زنان ما را مجبور کرده که با حجاب یا بی حجاب بیایند؟ این ها خودشان احساس مسئولیت کردند. اما حالا اینکه روسری سر کنند یا نکنند باز هم هیچکس در آن اجباری نکرده است.

هرچند موافقان حجاب اجباری در آن‌ دوران با توسل به دلایل و برهان‌هایی موافقت خود را با «اجباری‌کردن حجاب» اعلام می‌کردند. از جمله ابولحسن بنی صدر، اولین رئیس‌جمهور ایران در دانشگاه اصفهان مدعی شده‌بود که «از موی زنان اشعه‌ای ساطع شده که باعث تحریک جنسی مردان می‌شود».

نهایتا حجاب در ایران اجباری گشت و به اعتراض زنان توسط افراد لباس شخصی و طرفداران حجاب حمله شد . از سال 1357طبق دستور خمینی از ورود زنان بدون حجاب به ادارات دولتی ممنوع شد و درسال ۱۳۶۳ با تصویب قانون مجازات اسلامی در مجلس شورای اسلامی ایران عدم رعایت حجاب در معابر عمومی موجب حکم حد شرعی 72 ضربه جاری شد. گاه افراد بدحجاب دستگیر به جریمه نقدی محکوم شدند.

با عدم رعایت حجاب پدیده بدحجابی درایران مرسوم شد با آن حکومت با اجرای طرح ارتقای امنیت اجتماعی موسوم به طرح عفاف وحجاب مقابله نمود.


افغانستان


درافغانستان در زمان طالبان حجاب برای زنان با برقع واجب شد و عدم رعایت آن موجب حد شرعی داشت.


سودان


در سودان نیز عدم رعایت پوشش سنتی حد شرعی دارد.




منبع




آیا با طرح گشت ارشاد و مقابله با افراد بد حجاب و بی حجاب می توان با آن مقابله و آن را ریشه کن نمود؟!

نظر خودم: با اینکار بیشتر به جری تر شدن این گونه افراد و دین زدگی دامن خواهیم زد..
 


آیه 18 سوره بقره + تفسیر





صُمٌّ بُكْمٌ عُمْىٌ فَهُمْ لَا يَرْجِعُونَ‏ «18»





به نام خدا كه رحمتش بى‏ اندازه است ‏و مهربانى ‏اش هميشگى




آنان ( از شنيدن حقّ ) كر و ( از گفتن حقّ ) گنگ و ( از ديدن حقّ ) كورند، پس ايشان ( بسوى حقّ ) باز نمى‏ گردند.«18»









تفسیر:



قرآن در ستايش برخى پيامبران مى‏ فرمايد:

آنان دست وچشم دارند، «و اذكر عبادنا ابراهيم و اسحاق ويعقوب اولى الايدى والابصار» [1]

شايد مقصود آن است كه كسى كه دست بت ‏شكنى دارد دست دارد، كسى كه چشم خدابين دارد چشم دارد، پس منافقان كه چنين دست و چشمى ندارند، در واقع همچون ناقص الخلقه ‏هايى هستند كه خود مقدّمات نقص را فراهم كرده و وسائل شناخت را از دست داده‏ اند. لذا در اين سوره درباره‏ ى منافقان تعابيرى همچون «لا يشعرون، ما يشعرون، لا يعلمون، لا يبصرون، يعمعون، صم، بكم،عمى، لا يرجعون» بكار رفته است.

نظر، غير از بصيرت است.

در سوره اعراف مى‏ خوانيم:

«تريهم ينظرون اليك و هم لا يبصرون» [2] مى ‏بينى كه به تو نگاه مى ‏كنند، در حالى كه نمى‏ بينند. يعنى چشم بصيرت ندارند كه حقّ را ببينند.

عدم بهره‏ گيرى صحيح از امكانات و وسائل شناخت، مساوى با سقوط و از دست دادن انسانيّت است. [3]
جزاى كسى كه در دنيا خود را به كورى و كرى و لالى مى ‏زند، كورى و كرى ولالى آخرت است. «ونحشرهم يوم ‏القيامة على وجوههم عمياً و بكماً و صماً» [4]










1) ص، 45.

2) اعراف، 198.

3) در سوره‏ ى اعراف آيه‏ ى 179 می ‏خوانيم: »لهم قلوب لايفقهون بها ولهم اعين لايبصرون بها و لهم اذان لايسمعون بها اولئك كالانعام بل هم اضل اولئك هم الغافلون»
آنان دل دارند، ولى نمى‏ فهمند، چشم دارند ولى نمى‏ بينند، گوش دارند ولى حقّ را نمى‏ شنوند، اين گروه همچون چهارپايان بلكه از آنها پست ‏تر و گمراه ‏ترند، ايشان غافل هستند.


4) اسراء، 97.








نکته ها:



1- نفاق، انسان را از درك حقايق و معارف الهى باز مى‏ دارد. «صم بكم عمى»

2- كسى كه از عطاياى الهى در راه حقّ بهره نگيرد، همانند كسى است كه فاقد آن نعمت هاست. «صم بكم عمى»

3- حقّ نديدن منافقان دو دليل دارد: يكى آنكه فضاى بيرونى آنان تاريك است؛«فى ظلمات» وديگر آنكه خود چشم دل را از دست داده ‏اند. «صم بكم عمى»

4- منافقان، لجاجت و تعصّب دارند. «فهم لا يرجعون»

منبع