کعبه دل



از او چیزی به یادگار مانده، بعد از رفتنش یک قرآن و تسبیحی شیشه ای به شفافی دل زلالش.
عسایش به دایی و مْهرش به خاله رسید. اینقدر دوست میداشتمش که سهم من دنیایی از تسبیح های مادربزرگ شد..
هرکس زیارتی میرفت به رسم دوستی تسبیحی هدیه میداد، اما تسبیح مادربزرگ چیز دیگری است...
هنگام نماز انگشتانم انگشتانش را که سالها با عشق الله بر لب ذکر می آورد لمس میکند.
و امروز
خدای را شکر میگویم که در دامان مادری پرورش یافتم که
نام الله را
یا علی علیه السلام را
ولایت رهبرم را
و انتظار امام زمان (عج)را به من آموخت.
مادر بزرگم...روحت شاد، یادت گرامی باد...
+ نوشته شده در پنجشنبه ۳۰ دی ۱۳۸۹ ساعت 14:1 توسط طلبه کوچک
|