حقیقت شفاعت
حقیقت شفاعت

یكى از مفاهیم عمیق و ارزشمند در حوزه فرهنگ اسلامى، شفاعت است. شخصى كه متوسل به شفیع مىشود، نیروى خود را براى رسیدن به هدف كافى نمىداند، لذا توان خود را با نیروى شفیع تقویت مىكند تا به آنچه مىخواهد دست یابد به گونهاى كه اگر این كار را انجام نمىداد و تنها از قواى خویش بهره مىگرفت به مقصد نمىرسید. معنای لغوى شفاعت نیز موید همین مقصد است زیرا شفاعت از ماده شفع (جفت) در مقابل لفظ وتر (تك) مىباشد.
بنابراین اگر فردى بخواهد به كمال و خیرى برسد كه خود به طور كامل ابزار آن را ندارد و یا شرى را از خود دفع كند به شفاعت روى مىآورد.
از مضامین قرآنى و مفاد برخى روایات منقول از اهلبیت عصمت و طهارت علیهم السلام چنین مستفاد مىگردد كه شفاعت نوعى استغفار براى دیگران است و قرآن بر این حالت تاكید دارد: "و استغفر لذنبك و للمومنین."(1) در مصادر و منابع اهل تسنن و تشیع نقل شده كه رسول اكرم صلی الله علیه و آله فرمودهاند: براى هر كدام از فرستادگان الهى مقام والایى در نظر گرفته شده كه بر اساس آن دعا كنند و دعاى آنها نیز اجابت مىگردد ولى من آن را ذخیره نموده تا روز رستاخیز براى شفاعت از آن مقام استمداد جویم. (2)
در كتابهاى لغت ذیل شفاعت، معناى تقاضاى آمرزش و گذشت كردن از گناه مجرم آمده است و تاجالعروس، تصریح مىنماید كه: "الشفاعه: الدعا(3)؛ شفاعت معادل دعاست." اقربالموارد و دائرةالمعارف فرید وجدى چنین معنایی را ذكر كردهاند، بنابراین شخص شفیع با حالتى از طلب استغفار براى آنان كه مشغول پیمودن مسیر حق هستند از خداوند مىخواهد كه سالم و خالى از خطر به قله كمال و مدینه سعادت برسند.
بر اساس این اصل اولیاى خدا و انسانهاى كاملى كه بر اثر تقوا و پرهیزگارى، عبادتهاى خالصانه، فداكاریهاى طاقتفرسا و ارزنده، فعالیتهاى بسیار سرنوشتساز و تقویت كننده آیین الهى با مقام حق تقربى دارند در پیشگاه پروردگار خویش و با كسب اجازه از خداى عزوجل دعا مىكنند و خواستار آنند كه گناهان قابل آمرزش افرادى را كه منظور آنهاست ببخشد و آنان را مشمول الطاف و رحمت خویش گرداند، در واقع خداوند اراده كرده كه از گناهان عدهاى از بندگان بدین طریق صرفنظر كند تا صفت غفاریت خویش را بروز داده و مقام پاكان و انسانهاى با فضیلت را روشن كرده و بدین وسیله تایید نماید.

كسانى مشمول شفاعت قرار مىگیرند كه در عین خطاكار بودن با خدا و اولیاى او پیوندى معنوى برقرار كردهاند. در شفاعت، میزان صلاحیتها و نوع گناهان و شایستگىهاى افراد دخالت دارد، در واقع بر اساس این اصل، شخصى كه مشغول تكامل روحى و معنوى خویش است و در ضمن این تلاش دچار لغزشهاى سهوى و یا وسوسههاى شیطانى گردیده توسط افراد صالحى كه راهنماى آنها هستند به گونهاى امداد مىشوند كه از مسیر خود منحرف نگردند و سقوط نكنند و الا آن اشخاصى كه كارى با ایمان و عقیده ندارند و در گرداب معاصى و باتلاق نافرمانى غرق هستند به هیچ عنوان شایسته چنین التفاتى نخواهند بود و نجات آنها از سوى اولیاى خدا كه نگهبان مرزهاى عقیدتى هستند غیر ممكن است.
قرآن كریم این معناى شفاعت را تحمل مىكند و در آیات متعددى بدان اشاره دارد. (4)
شفاعت به معناى واقعى آن نه تنها بازدارنده نیست بلكه مزایاى گوناگونى به دنبال خواهد داشت، زیرا علاوه بر جلوهگر شدن رحمت الهى و ظاهر گشتن محبوبیت پاكان و رهبران دینى در نزد پروردگار، شخصى را كه طالب شفاعت است وادار به تلاش مىنماید، زیرا او نیك مىداند كه شفاعت شامل حال افرادى مىشود كه مشغول پیمودن مسیر الهى هستند به علاوه چنین شخصى كه مىخواهد از طریق شفاعت با بزرگان دینى پیوند برقرار كند مراقب است كه كمتر خلافى از او سر زند كه نزد شفیعان شرمنده نباشد. اگر با شفاعت این گونه برخورد شود نور امید در جامعه اسلامى بیشتر مىشود و همین امیدوارى، خاصیت نیروبخش و افزون نمودن تحركات مثبت به جامعه را دارد.
ارسال مطلب از:دکترکوروش کیان ایرانی