امام خمینی

امام در طول بحث خود، معتقد بود كه قرآن، یك نصر و یك قرائت بیش نداشته، و پیامبر گرامى نیز تنها یك قرائت را به مردم آموخته است و اگر در دوران خلیفه سوم كارى انجام گرفته، مربوط به یكدست سازى تلفظ مفردات قرآن، آن هم مطابق لهجه قریش بوده است، زیرا قرآن به لهجه «ام القرى» نازل شده و طبعاً باید همان لهجه محفوظ بماند.

موضع امام درباره قرأات سبع كاملاً منفى بوده، زیرا مى فرمود: روشن‏ترین گواه بر این كه این قرأات، به جز یكى از آنها، ساخته اندیشه قاریان و اجتهاد آنان است؛ این كه، هر یك از صاحبان قرائت بر حقانیت قرائت خود اقامه حجت و برهان مى كند و مى گوید: به این دلیل، قرأت من، بر قرائت دیگران ترجیح دارد. بخش اعظم تفسیرهاى ما را حجت‏هاى قرأات تشكیل داده است، اگر قرائت این قاریان از طریق راویان به حضرت رسول صلى الله علیه و آله و سلم مى رسید، اقامه حجت و تحلیل‏هاى ادبى لازم نبود، این خود گواهى مى دهد كه انتشار ادب در میان قرأ و اختلاف اجتهاد و سلیقه آنان، اختلاف قرأات را پدید آورده است.

امام(ره)، از بعضى از ناسخان(نسخه نویسان) قرآن كه اختلاف قرأات را در حاشیه مصحف‏ها مى نویسند، سخت متأثر بود و مى فرمود: مگر قرآن مصنوع بشرى است كه نسخه بدل داشته باشد؟

امام خمینى: و دیگر از آداب مهمه آن، تفكر است. و مقصود از تفكر آن است كه از آیات شریفه جستجوى مقصد و مقصود كند.

 

نویسنده: آیت الله جعفر سبحانى

گروه دین و اندیشه - مهدی سیف جمالی