مناظره امام رضا (ع) با جاثلیق
امام رضا (علیه السلام) علاوه بر این که برای پرسشهای مختلف عالمان ادیان و مکاتب پاسخی در خور داشتند، بر مبنای اعتقادی شخص مخاطب سخن می گفتند و استدلال می کردند و این مظهر دیگری از توانمندی علمی امام بود.امام (علیه السلام) با اهل تورات، به توراتشان، با رهروان انجیل بر مبنای انجیل و با حاملان زبور به زبور...
سرانجام با هر فرقه و گروهی با مبنای خود آنان سخن گفته اند و به روش خودشان استدلال مینمودند.
محمد بن نوفلی، از اصحاب حضرت رضا (علیه
السلام) می گوید: هنگامی که حضرت رضا (علیه السلام) به مرو گام نهادند،
مأمون به وزیرش، فضل بن سهل دستور دارد تا چهره های سرشناس علمی و رهبران
مذاهب و دانشمندان فرقه های مختلف را که در علم مناظره و جدل از دیگران
ممتاز بودند، فراخواند و در روزی معین مناظره ای علمی ترتیب دهد.
فضل، از جاثلیق،(2) رأس الجالوت،(3) دانشمندان صابتی،(4)
هرابذه،(5) اصحاب زرتشت، قسطاس رومی، و گروهی دیگر از متکلمان دعوت کرد
اجلاس مقدماتی تشکیل شد، خلیفه نیز در آنجا حضور یافت و ضمن ابراز خرسندی
از تجمع عالمان گفت: و شما مشهورترین و سرشناس ترین چهره های این زمان
هستید. هدف از این اجلاس آن است که با این میهمانان حجازی (امام رضا (علیه
السلام)) وارد بحث شده هر کدام به ارائه اصول خود بپردازد. حاضران در
جلسه، آمادگی خود را برای تأمین خواسته های خلیفه اعلام داشتند و عهد
کردند تا تمام توان علمی خود را به نمایش گذارند.
محمد بن حسن نوفلی، روایت کننده حدیث می گوید:
من، در کنار امام بودم که «یاسر خادم» وارد شد و جهت شرکت در جلسه ای که
برای روز بعد مقرر شده بود دعوت مأمون را حضور امام رضا (علیه
السلام) ابلاغ کرد.
امام علیه السلام در پاسخ فرمودند:
«سلام مرا به او -مأمون- برسان و بگو: می دانم مراد تو چیست؟ به خواست خداوند فردا صبح نزد تو خواهم آمد.»(6)
بعد از آنکه فرستاده مأمون بیرون رفت، امام فرمودند:
نظر تو درباره این همایش اهل شرک و صاحبان اندیشه های
گوناگون چیست؟ عرض کردم: هدف خلیفه آزمودن شماست و این طرح مزورانه بنائی
سست و بی اساس است. حضرت فرمودند: اجلاس را چگونه پیش بینی می کنی؟ گفتم:
این افراد که به فراخوان دعوت شده اند، با دانشمندان متفاوتند زیرا عالمان
در برابر دلیل و برهان خاضعند ولی اینان به اصحاب انکار شهرت دارند و
کارشان مطالعه است و زیر بار سخن حق نخواهند رفت، بهتر است که از ایشان
دوری گزینید. حضرت ضمن تبسم فرمودند: آیا نگران هستی، مبادا دلایل من کافی
نباشد؟ عرض کردم: امیدوارم خداوند، شما را بر آنها پیروز گرداند.
امام فرمودند: دوست داری بدانی که چه موقع مأمون، از کار
خود پشیمان خواهد شد. گفتم: آری، فرمودند: آنگاه که بشنود با اهل تورات به
توراتشان، با طرفداران انجیل، به انجیل آنان، با زبوریان به زبورشان، با
صائبان به زبان عبری آنها، با هرابذه و موبدان زرتشتی به پارسی، با رومیان
به زبان رومی و با هر یک از اصحاب اندیشه ها و مکاتب با زبان خودشان
استدلال کرده و به گفتگو نشینم. زمانی که هر گروه را به بن بست رساندم تا
آن که دلایل خود را باطل بیند و لب فرو بسته، تسلیم سخن من شود، مأمون
خواهد فهمید که به آنچه پنداشته و در اندیشه داشته است دست نخواهد یافت و
همین طور هم شد.
مناظره امام با جاثلیق
در اینجا امام (علیه السلام) شروع به سخن کردند و فرمودند:
ای
نصرانی! اگر به انجیل برای تو استدلال کنم اقرار خواهی کرد؟ جاثلیق گفت:
آیا می توانم گفتار انجیل را انکار کنم؟ آری به خدا سوگند اقرار خواهم کرد
هرچند بر ضرر من باشد. امام (علیه السلام) فرمودند: هرچه می خواهی بپرس و
جوابش را بشنو.
جاثلیق گفت: درباره نبوت عیسی و کتابش چه می گویی؟ آیا چیزی از این دو را انکار می کنی؟
امام (علیه السلام) : من به نبوت عیسی و کتابش و به آنچه به امتش بشارت
داده و حواریون به آن اقرار کرده اند، اعتراف می کنم، و به نبوت (آن) عیسی
که اقرار به نبوت محمد (صلی الله علیه و آله) و کتابش نکرده و امتش را به
آن بشارت نداده کافرم!
جاثلیق گفت: آیا به هنگام قضاوت از دو شاهد عادل استفاده نمی کنی؟
امام (علیه السلام): آری.
جاثلیق: پس دو شاهد از غیر اهل مذهب خود از کسانی که نصاری شهادت آنان را
مردود نمی شمارند بر نبوت محمد (صلی الله علیه و آله) اقامه کن و از ما
نیز بخواه که دو شاهد بر این معنا از غیر اهل مذهب خود بیاوریم
امام (علیه السلام): هم اکنون انصاف را رعایت کردی ای نصرانی، آیا کسی را که عادل بود و نزد مسیح بن مریم مقدم بود می پذیری؟
جاثلیق: این مرد عادل کیست؟ نامش را ببر.
امام (علیه السلام): درباره یوحنای دیلمی چه می گویی؟
جاثلیق: به به! محبوبترین فرد نزد مسیح را بیان فرمودی؟
امام فرمودند: تو را سوگند می دهم آیا انجیل این سخن را بیان می کند که
یوحنا گفت: حضرت مسیح مرا از دین محمد عربی با خبر ساخت و به من بشارت داد
که بعد از او چنین پیامبری خواهد آمد من نیز به حواریون بشارت دادم و آنها
به او ایمان آوردند؟
جاثلیق گفت: آری! این سخن را یوحنا از مسیح
نقل کرده و بشارت به نبوت مردی و نیز بشارت به اهل بیت و وصیش داده است،
اما نگفته است این درچه زمانی واقع می شود و این گروه را برای ما نام
نبرده تا آنها را بشناسیم.
امام (علیه السلام) فرمودند: اگر ما کسی را
بیاوریم که انجیل را بخواند و آیاتی از آن را که نام محمد (صلی الله علیه
و آله) و اهل بیتش و امتش در آنها است تلاوت کند آیا ایمان به او می آوری؟
جاثلیق: بسیار خوب است.
امام (علیه السلام) به نسطاس رومی فرمود: آیا سِفر سوم انجیل را از حفظ داری؟
نسطاس
گفت: بلی از حفظ دارم. سپس امام به رأس الجالوت (بزرگ یهودیان) رو کرد و
فرمود: آیا تو هم انجیل را می خوانی؟ گفت: آری به جان خودم سوگند. فرمود:
سفر سوم را برگیر، اگر در آن ذکری از محمد و اهل بیتش بود به نفع من شهادت
ده و گرنه شهادت نده. سپس امام (علیه السلام) سِفر سوم را قرائت کرد تا به
نام پیامبر (صلی الله علیه و آله) رسید آن گاه متوقف شد و رو به جاثلیق
کرد و فرمود: ای نصرانی! تو را به حق مسیح و مادرش آیا قبول داری که من از
انجیل باخبرم؟
جاثلیق: آری.
سپس امام فرمودند: نام
پیامبر (صلی الله علیه و آله) و اهل بیتش و امتش را برای او تلاوت کرد،
سپس افزود: ای نصرانی! چه می گویی؟ این سخن عیسی بن مریم است. اگر تکذیب
کنی آنچه را که انجیل در این زمینه می گوید ، موسی و عیسی هر دو را تکذیب
کرده ای و کافر شده ای.
جاثلیق: من آن چه را که وجود آن در انجیل برای من روشن شده است انکار نمی کنم و به آن اعتراف دارم.
امام (علیه السلام) : همگی شاهد باشید او اقرار کرد، سپس فرمود: ای جاثلیق هر سؤالی می خواهی بکن.
جاثلیق: از حواریون عیسی بن مریم(س) خبر ده که آنها چند نفر بودند و نیز خبر ده که علمای انجیل چند نفر بودند؟
امام (علیه السلام) : از شخص آگاهی سؤال کردی، حواریون دوازده نفر بودند و
اعلم و افضل آنها لوقا بود. اما علمای بزرگ انصار سه نفر بودند: یوحنای
اکبر در سرزمین باخ، یوحنای دیگری در قرقیسا و یوحنای دیلمی در رجاز و نام
پیامبر (صلی اله علیه و آله) و اهل بیت (علیهم السلام) و امتش نزد او بود
و او بود که به امت عیسی(ع) و بنی اسرائیل بشارت داد.
سپس
فرمودند: ای نصرانی، به خدا سوگند ما ایمان به آن عیسی داریم که ایمان به
محمد (صلی الله علیه و آله) داشت، ولی تنها ایرادی که به پیامبر شما عیسی
داریم این بود که او کم روزه می گرفت و کم نماز می خواند!
جاثلیق
ناگهان متحیر شد و گفت: به خدا سوگند علم خود را باطل کردی، و پایه کار
خویش را ضعیف نمودی و من گمان می کردم تو اعلم مسلمانان هستی!
امام (علیه السلام): مگر چه شده؟
جاثلیق: به خاطر این که می گویی عیسی(ع) کم روزه و کم نماز بود در حالی که
عیسی حتی یک روز را افطار نکرد و هیچ شبی را به طور کامل نخورد و صائم
الدهر و قائم اللیل بود.
امام (علیه السلام): برای چه کسی روزه می گرفت و نماز می خواند؟!
جاثلیق نتوانست پاسخ بگوید و ساکت ماند، (زیرا اگر اعتراف به عبودیت عیسی(ع) می کرد با ادعای الوهیت او سازگار نبود.)
--------------------------------------------------------------------------------
پی نوشت ها :
(1) - احتجاج طبرسی، 2/415.
(2) - رئیس اسقفها.
(3) - لقب دانشمندان یهودی.
(4) - پیروان حضرت یحیی.
(5) - بزرگان زرتشتیان. و بنا بر دیدگاهی، بزرگان و دانشمندان هند که در آتشکده فارس خدمت می کردند.
المنجد ماده هرب.
(6) - ابلغه السلام وقل: علمت ما اردت و انا صائر الیک بکرة ان شاء الله.
منبع:
kabootareharam.parsiblo
گرچه مناظرات امام علی بن موسی الرضا ـ علیه السّلام ـ فراوان است، ولی
از همه مهمتر هفت مناظره است كه ذیلاً فهرستوار از نظر میگذرد.
این
مناظرات را عالم بزرگوار، مرحوم شیخ صدوق، در كتاب عیون اخبار الرضا آورده
و مرحوم علامه مجلسی نیز در جلد 49 بحارالانوار از كتاب عیون نقل كرده و
در كتاب مسند الامام الرضا جلد 2 نیز آمده است. این مناظرات عبارتنداز:
1ـ مناظره با جاثلیق.[1]
2ـ مناظره با رأس الجالوت.[2]
3ـ مناظره با هربز اكبر.[3]
4ـ مناظره با عمران صابی.[4]
این چهار مناظره در یك مجلس و با حضور مأمون و جمعی از دانشمندان و رجال خراسان صورت گرفت.
5ـ مناظره با سلیمان مروزی[5] كه مستقلاً در یك مجلس با حضور مأمون و اطرافیانش صورت گرفت.
6ـ مناظره با علی بن محمد بن جهم.[6]
7ـ مناظره با ارباب مذاهب مختلف در بصره.