دستورالعمل اخلاقي امام خامنه اي در ماه مبارك رمضان
مسئله
اساسي در باب ماه رمضان ، اين است كه بشر -كه در ميان انواع عوامل و
موجبات غفلت از خدا و از راه او محاصره شده و انگيزه هاي گوناگون ، او را
به سمت پايين و تنزل و سقوط مي كشاند- فرصتي پيدا كند كه در آن بتواند روح
را ـ كه روح انسان و باطن بشر، به عروج و اعتلا تمايل دارد ـ به سمت عروج
و اعتلا سوق دهد و به خدا تقرب جويد و به اخلاق الهي ، تخلق پيدا كند. ماه
رمضان ، چنين فرصتي است .
البته غير از ماه رمضان ، فرصتهاي ديگري هم
هست . مثلاً همين نمازهاي پنجگانه ، فرصتهايي است كه ما مي توانيم با
استفاده از آنها، عروج كنيم ؛ خودمان را اصلاح نماييم و زنگارها و
پوسيدگيها و غفلتها و بيماريهاي معنوي را از خودمان دور كنيم . نماز، فرصت
بسيار خوبي است .
اهميت دعاهاي ماه مبارك
در اين سي
روز يا بيست و نه روز به طور مداوم ، غير از نمازهاي موظف پنجگانه و
نوافلي كه هميشه انسان مي تواند آنها را بخواند، دعاهايي هست كه توجه به
آن دعاها و خواندنشان ، انسان را نورانيت مضاعفي مي بخشد. اين دعاها را در
اختيار ما گذاشته اند. كيفيت حرف زدن و مناجات كردن با خدا را به ما ياد
داده اند. معين كرده اند كه چه حرفهايي را مي شود با خدا زد. بعضي از اين
جملات ادعيه مأثوره از ائمه (عليهم السلام ) هست كه اگر اينها نبود، آدم
نمي توانست خودش تشخيص بدهد كه مي شود با خدا با اين زبان حرف زد و اين
طور از خدا خواست و التماس كرد.
علاوه بر اينها، همين نفس روزه ماه
رمضان است كه يك زمينه روحانيت و نورانيت ، براي روزه دار مي باشد و او را
براي كسب فيوضات الهي ، آماده مي كند. اين ، مجموعه ماه رمضان ، با نماز و
با وظايف مقرره هميشگي و با روزه و با دعاهايش است كه اگر شما به اينها
توجه كنيد و تلاوت قرآن را هم به آن اضافه نماييد - كه گفته اند ماه رمضان
، بهار قرآن است - يك دوره بازسازي و بازيابي و نجات خود از پوسيدگيها و
فسادها و امثال اينها خواهد بود؛ دوره خيلي مغتنمي است .
خاطره اي از امام(ره)
اصل
قضيه اين است كه ما بتوانيم در ماه رمضان ، اين سير الي الله را بكنيم و
مي شود. گاهي كه پس از پايان ماه رمضان ، خدمت امام (رض) مي رسيدم ، برايم
محسوس بود كه ايشان نوراني تر شده اند و حرف زدن و نگاه و اشاره و حركت
دست و اظهارنظرشان ، با قبل از ماه رمضان فرق كرده است . دوره ماه رمضان ،
براي يك انسان مومن و والا، اين طوري است . آن قدر به او و به قلب و باطنش
، نورانيت مي بخشد كه انسان اين را در مشاهده حضوري او حس مي كند و از حرف
زدنش مي فهمد كه نوراني تر شده است . بندگان خدا همين طورند. ما بايد از
اين فرصت ، خيلي استفاده كنيم .
شرط اول: دوري از گناه
يك
نكته را در زندگي عملي خودمان عرض مي كنم كه شايد ان شاءالله براي خود من
و براي همه شما برادران و خواهران ، وسيله اي براي تحرك بهتر و بيشتر
باشد. آن نكته ، اين است كه براي نزديكي به خدا، اصل قضيه ، ترك گناهان
است . انجام مستحبات و نوافل و توسلات و دعا و بقيه امور، فرع است . اصل
قضيه ، اين است كه انسان از صدور گناه و خلاف از خود، مانع بشود. اين ،
همان تقوا را مي طلبد. تقوا و پرهيزكاري ، مهمترين - يا بگوييم اولي ترين
- مظهري است كه وجود انسان بايد داشته باشد. همين است كه مانع از گناه
انسان مي شود. گناه نمي گذارد كه انسان ، حتي خود را به لبه درياي عظيم
مغفرت الهي برساند و از آن استفاده كند. گناه نمي گذارد كه ما حال دعا و
توجه پيدا كنيم . گناه نمي گذارد كه ما به فكر بازنگري و بازسازي خودمان
بيفتيم . كوشش بكنيم از گناه فاصله بگيريم . اين ، شرط اول قضيه است .
داروي بي اثر!
البته
گناهان مختلفند؛ گناههاي گوناگون فردي و اجتماعي ، گناههايي كه به وسيله
دست يا چشم يا زبان و از طرق گوناگون حاصل مي شود. براي افراد مسلمان ،
شايد گناهان ، مخفي نباشد و مي دانند كه چه چيزي گناه است . آن كسي كه دعا
هم مي خواند، مستحبات را هم انجام مي دهد، وظايف شرعي اش را هم انجام مي
دهد؛ اما در كنار آنها، از گناه هم اجتناب ندارد، مثل آن كسي است كه در
حال سرماخوردگي و تب ، هم داروهايي را كه ضد سرماخوردگي است و شفابخش است
، مي خورد و هم از غذاهايي كه براي سرماخوردگي مضر است ، استفاده مي كند.
معلوم است كه آن داروها، اثر نخواهد كرد. معلوم است كه اگر آدم بيمار، آن
غذايي كه براي او مضر است ، آن عملي كه براي او زيان آور است ، به آنها
ارتكاب بكند، براي او، دارو اثري نخواهد كرد.
بايد زمينه استفاده از
رحمت و مغفرت و افاضات معنوي الهي را آماده كرد و آن ، با ترك گناه است ،
لذا شما در دعاي كميل مي بينيد كه اميرالمومنين (ع) مي فرمايد: «اللهم
اغفر لي الذنوب التي تحبس الدعاء» يعني خدايا! آن گناهاني كه دعاي مرا حبس
خواهد كرد، آنها را بيامرز. گناهان ، مانع از اجابت دعا مي شود. در همين
شبها و سحرها، در دعاي شريف ابوحمزه مي خوانيد: «فرق بيني و بين ذنبي
المانع لي من لزوم طاعتك»:خدايا! ميان من و گناهم فاصله بينداز؛ آن گناهي
كه مانع از انجام وظايفم مي شود و باعث مي گردد كه نتوانم خودم را به تو
نزديك كنم . اصل قضيه ، مسئله ترك گناه است .
گناه ضدپيشرفت است
مهمترين
حسن يك نظام و حكومت اسلامي در اين است كه فضا را، فضاي گناه آلود نمي
كند. در نظامهاي طاغوتي ، فضا گناه آلود است . اگر انسان هم بخواهد گناه
نكند، گويي براي او ميسور نيست و همه چيز، انسان را به طرف گناه سوق مي
دهد. در نظام اسلامي ، اين طور نيست . در نظام اسلامي ، فضا گناه آلود
نيست . گناهكار هست ، در سطوح مختلف و در مشاغل متعدد هم هست ، با
اختيارات گوناگون هم هست - نه اين كه نيست - اما گناه ، ممكن است فقط
جاذبه شخصي داشته باشد؛ يعني هوي و هوس انسان ، او را به طرف گناه بكشاند.
اين نظام ، غير از نظام طاغوتي و شيطاني است كه گناه ، معيار پيشرفت
اجتماعي هم است! در نظام اسلامي ، گناه نه فقط معيار پيشرفت نيست ، بلكه
ضد پيشرفت و ضد ارزش و معيار تنزل است .
¤گزيده اي از سخنراني معظم له در تاريخ( 18/01/1369)در ميان اقشار مختلف مردم